الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )

16

غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )

روى صلاة ، زكات و حج رفته نه روى مصلحت كه يك امر مباين با صلاة ، زكات و حج است اما همين امر مباين سبب وجوب آنها گرديده است . ج ) يا مثلا اگر يكى از اوصاف ثلاثه آب كر ( رنگ ، بو ، طعم ) بواسطه نجاست تغيير كند آب نجس مىشود حال آن آب را معروض تصور كرده و نجاست را عرض ، اين تغيير ، واسطه در عارض شدن نجاست بر آب مىباشد بدون اينكه خود واسطه ( تغيير ) متصف به نجاست باشد اين را واسطه در عروض گويند . حال با توجه به دو مقدمه قبلى برمىگرديم به بحث اول كه تعريف موضوع علم بود مرحوم آخوند در تعريف موضوع علوم فرمودند : موضوع هر علمى ، آنچيزى است كه از عوارض ذاتى آن بحث مىكند . آنچه در اين تعريف مهم است كلمه عوارض ذاتى مىباشد و با بيانات قبلى منظور آخوند را از آن كلمه معلوم مىگردد ، منظور ايشان از عوارض ذاتى ، تمام اقسام عوارض هفتگانه قبلى است ، به غير از عوارضى كه بوسيله واسطه در عروض بر موضوع حمل مىگردند و منظور از ذاتى ، ذاتى باب برهان مىباشد كه به آن آنالوطيقا مىگويند زيرا همان‌طور كه در منطق خوانده‌ايم ذاتى باب برهان از ذاتى باب ايساقوجى وسعت‌اش بيشتر است زيرا مفاهيمى همچون ضحك و تعجب براى انسان در باب ايساقوجى و كليات خمس عرضى است ولى همين مفاهيم ذكر شده در باب برهان ، ذاتى است و همان‌طور كه در پاورقى صفحات قبل آورديم ذاتى باب برهان ، ذات بابى ايساقوجى و كليات خمس را نيز دربر دارد به عبارت ديگر هم شامل نوع ، جنس و فصل مىشود و هم مفاهيمى كه از ذات موضوع انتزاع شده و بر موضوع حمل مىگردد را شامل مىشود .